پنجشنبه ۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۲

Lettre INTERNATIONAL

lettre.de

این یک فصلنامه ی فرهنگی بسیار مهم است و خواندن و فهمیدن ش چندان ساده نیست اما جالب و پر بها.مقالات علمی وریشه یی ومستندی در هر شماره ی این فصلنامه می توان یافت

امروز در آلمان در مراسمی  به احترام و یادبود ده نفر که به دست یک گروه نژادپرست نونازی کشته شده اند؛ همه ی مردم یک دقیقه دست از کار کشیدند و سکوت کردند.خانم مرکل در سخن این قتل ها را باعث شرم کشورش دانست .

بعله !!! در آلمان با گذشته و اکنون و آینده چنین برخورد می شود 
 

پنجشنبه ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۲

Theaterheute

theaterheute.de 

یکی از مهم ترین ماهنامه های مربوط به تئاتر آلمانی زبان و اروپا و عالم تئاتر  مجله ی "تئاتر هُِیته " (نمایشِِ امروز) است واخبار مهم جهان نمایش چند دهه ی گذشته  ــ از برشت وبکت و پیتر برووک و هاینر مولر وپتر اشتاین و واسلاوهاول گرفته ،تا سارا کین وووــ همه ی اتفاقات جهان صحنه وبحث های تئوریک علمی رشته ی تئاتر در اوست .تا چند سال پیش  آبانما ن داشتم و حدود پنجاتا ش رو به دنبال می کشم وتر جمه ی هر شماره اش محتاج است به زمان و دانش.

سعی می کنم در پست های آینده دو نمایشنامه ی قدیمی نوشته شده   به نام های " دوشینه "و"لهراسپ و پهلوان " را  بازنویسی کنم واینجا بگذارم

در ضمن قیمت اون کپسولی که نوشته بودم "جیلیان " داروی جدید ام.اس است را اشتباه نوشته بودم . حدود هشتاد یوروست که منم فعلن پس از روزی یکی به یک روز نه یک روزش کرده ام و حالم خیلی بهتره و می خوام هی کمتر و کمترش کنم .شانسم این بود که چند ماه در گروه پژوهشی دانشگاه همراه بودم و جند ماه امتحانی مصرف نکردم و الان دوباره دو ماه است که مصرف می کنم و بیمه ی درمانی پرداخت می کنه و من باید برای هر دوماهی ده یورو بپردازم



جمعه ۹ دسامبر ۲۰۱۱

حقوق انسانی


فردا روز جهانی حقوق بشر است و در بسیاری از شهرهای جهان برنامه های گوناگونی به عنوان ارج نهادن به حقوق مسلم انسانی برپا می شود وطبق معمول چنین مراسمی خاری ست بر دیده ی زورگویان ومستبدین وهدیه ی گرانقدری برای آزادیخواهان همنوع دوست. این هم نمایشنامه یی که در پست پیش قول داده بودم امیدوارم که بردل نشیند و گره یی بدهرچند در این دنگشاید .بااینکه در جهان مجازی استفاده ی بی اجازه رسم شده،ولی اگر کسی خواست این نوشته را کار کند ،بد نیست که خبر بدهد. همه ی اهل تئاتر می دانند که نوشتن یک اثر تا کارنشده و روی صحنه نرفته ،هنوز کامل نیست و هنگامی که اجرای نخست انجام گیرد،تازه می توان پذیرفت که یک اثرکامل نوشته شده .
این صدمین پستی ست که در این چهارسال گذشته توی این وبلاگ ثبت شده و نظرات و دید سیاسی ام که تا حد ممکن مشخص شده. وازاین پس ،اگر تندرستی مناسب وعمری بود،از خاطرات وتجربه ی شخصی ،مثلن ؛ ده سال تاکسی رونی در شب فرانکفورت ، که پر از تجربه ست بنویسم وگاهی مطلبی برای همدردان ــ ام.اسی ها ــ  ویا گاهی اثری ادبی . هر چندهم که از نظر ادبی و هنری برای دیگران بی ارزش باشد ،برای خودم مهم است مثلن همین که توانسته ام پس از پنج سال دوباره نوشته یی را تا حدی نسبتن کامل عرضه کنم. درضمن درفوریه شبی درکتابخانه ی کارگاه هانوور، باعرضه ی بیبلیوگرافی "مخمصه"عرضه می شود .


امیدوارم که همه ی آنهایی که جشن می گیرند ،شب یلدا وایام کریسمس خوشی داشته باشند وبا  آگاهی  از تحول یازده به دوازه  لذت ببرند وسال دوهزارودوازده ی میلادی بر همه خوش باشد!!!

پنجشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱

Gilenya













این نام داروی پژوهشی جدیدی ست که حدود سه سال است در بین دو ،سه هزار بیمار مبتلا به ام. اس استفاده شده و نسبتن بد جواب نداده .ساخت شرکت داروسازی نووارتیس است .منم حدودهشت ماه در یک گروه دانشگاهی همراه بود م وراضی،اما سه ماه پیش گفتند باید مدتی مصرف نکنی ،چون آزمایش خونم کمی به هم ریختگی نشان داده.در واقع یک نوشداروی الکسیر گران قیمت است و روزانه یک کپسول مصرف می شود. کپسول :صفر،ممیزپنج میلی گرم در آن است وبه قیمت صدوسی یورو.شانس من و دیگر کم پولان مبتلا این است که سیستم بیمه درمانی در کشورهایی مثل آلمان این مخارج را به عهده می گیرد .شاید باید دوباره یک دوره ی یک ساله این کپسول را استفاده کنم .راستی.نمایشنامه ی مخمصه را در پست بعدی اینجا می گذارم .با اینکه بازنویسی ش کردم،کار جا نیفتاده همه ی اهل تئاتر می دانند که نمایشنامه ی نوشته شده تا روی صحنه نرفته کامل نگاشته نشده وبیشتر از پنجاه در صد باید روی صحنه و پس از اجراهای نخست تکمیل بشه و به زندگی ادامه دهد.


در ضمن درباره ی اوضاع قمر در عقرب و هیاهوی انتخاباتی که انتخابات نیست من هیچ پیشنهادی ندارم ।।।

در این خرقه بسی آلودگی هست
خوشاوقت قبای می فروشان
دراین صوفی وشان دردی ندیدم
که صافی باد عیش دُرد نوشان
چومستم کرده ای مستور منشین
چو نوشم داده ای زهرم منوشان
بیا و زغبن این سالوسیان بین
صراحی خوندل و بربط خروشان

حافظ

دوشنبه ۱۵ اوت ۲۰۱۱

چه ها شدن



با تمرکز در ژرفا ی بودن و هستی وشناخت در مراقبه و مدیتیشن می توان نا پیداها و نا ممکن را پدید آورد و پذیرفت. این آگاهی گر چه در ذهن و حس و درک است و تخیل ، اما می تواند به واقعیت هم تبدیل شود ــ به نظر من البته .

از خودم می پرسم که آیا تصور به تصویر بدل می شود ، یا برداشت ادراک با تصور آمیخته ؟

می دانم که پاسخ کامل و عمومی در این مبحث می تواند " پُِِِرُومته " گونه شود و بی پایان بر دوش بماند، اما دلپذیر . و پر تنوع .

از تو می پرسم ؛

آیا تا حالا در خلوت از خودت پرسیده یی که چرا زنده هستی و نقش تو در زمان چیست ؟

اخبار و مشاهدات بودن امروز ات وگذر ش که درهر دم وبازدم تجربه می کنی که بی تو هم هست و می چرخد ، پس تو چی ، وتوکجایی در زمان ؟

تو در ساخت آینده پوینده همراهی ، یا در گذشته و مشاهدات امروزه مانده یی ؟

گوش کن !

رویداد فردا را می توانی تنها در خودت و در انزوا و آبستره بخواهی و همراه باشی ، یا اینکه بودن ات را آگاه و آزاد بزیی و امروز ات پر باشد از لحظات بودنی خود ساخته.

می دانم که انسان موجودی بس پیچیده است و هزاران علت و معلول و دلیل و حکمت ونماد فرهنگ و دانش و تقدیر وتکامل در او وخواسته هاش تاثیر گذار است و اگر یکی زیاد هم در خود تعمق کند ،اگر چه از خود خواهی و خودبزرگ بینی می گذرد و آگاهتر می زید ،اما ممکن است که در بی پناهی غرقه شودو هوش وحواس اش بی جهت مشغول . و از واقعیت دور و پریشان حال .

وقتی که تو از مراحل تفکر و تعمق و انزوا و آبستره گذشتی و با آگاهی در جامعه همراه باشی ، تازه می توانی دست بکار ساخت آینده ات شوی .

این شناخت و پیشرفت که در هر فرد امکان پذیر است ، هنگامی که در سطح جامعه و همگانی تصور کنی ، شدنش کمی سخت تر می شود . ولی با داشتن ارتباط از حال دیگران در جامعه ی در نظر گرفته آسان تر دست یافتنی ست . این همه پیش زمینه و بالا پایین پریدن ، برای بیان این نظر؛

انسان هر که باشد ــ مذهبی یا دین گریز ــ به نظر من فرقی نمی کند و خواسته یا نا خواسته در بزنگاه مرتبط است وهمراه

یعنی اینکه افراد در جامعه با خودشناسی و آگاهی از حال هم ،می توانند فردای شان را بسازند .تاریخ نمونه های بسیاری نشان داده ــ بویژه در همین چند قرن گذشته . به نظر این حقیرپرحرف ؛ بیشتر مردم ستم کشیده ی ایران ،امروزپس از سال ها مبارزه و شناخت ،به این حد از آگاهی رسیده که فردا را آزاد بسازد و از شر ستم و تحجر ــ هر نوعی که باشد ــ نجات پیدا کند .

به امید آینده یی آگاهانه وآزاد ساخته شده به دست خود مردم.

سه‌شنبه ۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

بسی جان عزیز است که تمنای تو دارد


در نظر بگیر که انسان ــ یاآنچه که امروز به عنوان انسان شناخته شده ــ همیشه در پی پیشرفت بوده .اما جوری هم در انتظار . در انتظار چه ؟ منتظر تو . تویی که بوده یی و امروز هستی و فردا ؛ انسانی انسان تر از پیش . انسانی که می تواند به اعماق پلیدی و یا به اوج عرش رسد. یا در خودخواهی اسیر بماند ودر حبسی خود ساخته بودن را تعریف ودرک کند. در فرهنگ وتاریخ مدنیت انسان که مطالعه کنی ، می بینی که بسیاری از انسان ها بودن یک منجی را لازم می دانستند و به نحوی منتظر یک ناجی بوده اند .این خواسته اما تا حدودی به اشتباه تعریف و به حدی بر همه تحمیل شده . نمونه ی بارز آن سوء استفاده ی بعضی از کارگزاران دینی بوده . کسانی که به نام دین جنایت ها کردند .آنها که مثلن حکایت ها و افسانه های بی اساس در اذهان انسان ها جای داده اند و می دهند و از این خواسته ی انسان ها برای رواج ستم و تحجر فکری بیشتر سود جسته اند.دنیای امروزی را که آگاهانه نظاره کنی ، می توانی رویدادهای به ظاهر نا همگونی را به هم مربوط ببینی . برای نمونه ، چرا در یک جامعه دین وخرافه بدون یکدیگر دوام ندارند ، یا اینکه چرا هر وقت مدتی بورس و سهام عده یی کمی تنزل می کند ، بازار ترور و بمب گذاری در جایی دیگر گرم می شود . شایداین چند سطر در این پست بی ربط به نظر برسد ، شاید نه تنها به نظر می رسد ، بلکه واقعن هم چنین باشد ، اما شاید هم ناگفته یی در بین واژگان باشد که به دنبال یک ذهن هشیار و یک وجدان بیدار می گردد و در انتظار توست.تویی که انسان تری و رها از ترس و تنفر.


ما نگوییم بدومیل به ناحق نکنیم
جامه ء کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکراسب سیه وزین مفرق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
...
گرچه با دلق ملمع می گلگون عیب است
مکنم عیب کزو رنگ ریا می شویم


حافظ

شنبه ۱۸ ژوئن ۲۰۱۱

کدام دشمن؟


گاهی در جامعه یی ستم کشیده وسرکوب شده واژه یی آنقدر درمرداب بی مفهومی ونا راستی اسیر وبه زنجیر کشیده می شود که ماهیت اش را از دست می دهد .مثلن در فزهنگ آن جامعه از دشمن ودید او به چپاول سرمایه ی ملی جامعه ی تصاحب شده ی مورد بحث مطرح می شود وواژگان بی ماهیت طوطی وار بر زبان می آیند واستفاده می شودوچون بی هویت شده اند ،بی فایده ونا کارآمداند .دشمن؟!!
دشمن کیست؟ چه در پیش دارد و قصداش چیست؟
در آلمانی گاهی به طعن به شخصی گفته می شود : کسی که چنین دوستانی داشته باشد ، نیازی به دشمن ندارد।. درجامعه ی تحت ستم وچپاول ایران حکومتگران ازدشمن واستکبارجهانی وبدی آن سال هاست که می گویند ।. می گفتند دشمن به دنبال چپاول وغارت این کشور است وقصد بی قانونی و تجاوز به حریم انسان ها رادارد ووو

واژگانی که ناکارآمد شدندوپوچ ।واقعیت این است ؛آنچه که در ایران گذشته ومی گذرد؛مانند همان سخن آلمان هاست که با این همه بی قانونی وچپاول حکومتگران خودی ،نیازی به دشمن بیگانه نیست.